دوشنبه سوم آذر 1393

به نام خدا 

سلام نسرینم 

امروز سوم آذر هس 

اول آذر سالروز تولد  تو رو اول به خودم بعد به تو تبریک میگم عزیزم 

من هنوز دوست دارم بهترینم 

هر جا هستی خوب و خوش باشی خانومم 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:23  توسط محمد   | 

پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393

خواند لیلایم "شبی مجنون نمازش را شکست"

شکوه کرد و "بی وضو در کوچه ی لیلا نشست"

 

خواند این را تا که من عاشق به معبودش شوم

بشکنم بتهای نفس و یار مطرودش شوم


گفتمش لیلای من پس این حکایت گوش کن

جان مجنون، راز مجنون را شنو، جان نوش کن


با تو مجنون میشوم تا درک لیلایم کنم

عشق را بر دل نهم تا ترک بتهایم کنم


گویمش یا رب تو را در چشم لیلا دیده ام

صوت اقراء بسم رب، جز لحن او نشنیده ام


من که اکنون بعد عمری یافتم لیلای خویش

روی زیبایت ببینم در دل دریاش بیش


گر بگوید بنده خاموشی کن و کفرم مگو

گویمش لیلی نشد اینک دلیل گفتگو؟!


آن خداوندی که زد نقش رخ لیلای من

با زبان یار گوید با من شیدا سخن


آن خداوندی که گوید بنده ام پرواز کن

گویمش پرواز من همراه لیلا ساز کن


گر بگوید بنده بس باشد دگر من را بخوان

گویمش در کثرت لیلا و من، خود را بدان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:36  توسط محمد   | 

شنبه دوازدهم مهر 1393

به نام خالق قادر و توانا

سلام نسرینم

نمی دونم کجایی و چیکار میکنی

ولی من امروز خوابتو دیدم عزیزم خوشحال  و شاد بودی

ای کاش میتونستم ببینمت

اگه این مطلب رو خوندی شمارمو که داری یک زنگ به من بزن عزیزم نسرینم

خیی خوشحالم میکنی نسرینم عزیز دلم تو همیشه خدا تو قلب من جا داری من هیچ وقت فراموشت نمی کنم

هیچ وقت هیچ وقت.

دوست دارم بی نهایت.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:52  توسط محمد   | 

چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393

 گوزلرین قاره سینـه بیر نیچه قربان دیمیشم

قاشلارین طاقینـه قربان یرینــه جان دیمیشم

راز پنهانیمی خلق ایچره منیـم فاش ایله دیـن

بی وفا، من کی سنه سریمی پنهان دیمیشم

خوبلــر جمله گدادیــر سـر کوینــده سنیـن

سنه بو خوبلــر ایچــره مـه تابان دیمیشــم

قاشینا تیغ دیدیـم قانیمی تو کمک نه ایچـون؟

توت کی، ظالیم، نولا بوباره ده بهتان دیمیشم

اینجییوب چیخسا سینه مدن یری وار پیکانین

کی، نیچون باغریما گلدیکجه باسوب، جان، دیمیشم

واحدم، قویمایین، ئولدوردی او مهپـاره منی

سهو ایدوب گل اوزونـه مهر درخشان دیمیشم

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:21  توسط محمد   | 

دوشنبه بیست و سوم تیر 1393

http://axgig.com/images/55437242579011032141.png

 

به سلامتی...پسری که وقتی دلت گرفته داغونی وپشت تلفن سرش دادو بیداد میکنی و تلفنو روش قطع میکنی اما میدونه چقد اون لحظه محتاجشی...پشت سرهم زنگ میزنه تا آرومت کنه...پسری که چشاش وحشی و مغروره،راه به راه شعرای عاشقونه الکی برات نمیخونه،لوس حرف زدنم بلد نیست،اما هردفه که میگه تاتهش هستم...چشاش از عشق برق میزنه،پسری که وقتی صبح بهش زنگ میزنی تازه از خواب بیدارشده وآروم میگه جانم،صدای خواب آلودش دیوونت میکنه...پسری که خاطرخواه کم نداره اما وقتی باهات عهد رفاقت میبنده نفرسومی تو برنامش نیست...پسری که براش مهم نیست جی اف دوستش ازتو خوشگلتره،هربارتوچشات نگاه میکنه ومیگه بخداتکی تو دختر...پسری که دستاتو تو دستاش میگره حس امنیت وجودتو پر میکنه...پسری که وقتی لب دریاکنارش نشستی وسرتو میذاری رو سینش قلبش تندتند میزنه...پسری که وقتی میره مهمونی خونه فامیل زنگ میزنه و نیم ساعت توحیاط باهات حرف میزنه که بهت نشون بده تونخ هیچکدوم از دخترای تو مهمونی نیست

 

ســـلامـــتـــی عشقم که یروزی بهم میگفت بدون تو نمیتونم . . . بابغض بهم میگفت بری میمیرم ..ولی روزی رسید که به من میگفت شما؟ به جا نمیارم .. . ســـلامـــتـــی خودم که پاش موندم . . . میرفتم بیرون تا ببینمش ولی ازدورکه میدیدمش انگارخیلی حالش خوب بود همونی که بهم میگفت واست میمیرم حالا واسه کسه دیگه میمرد . . اشکام سرازیر میشدو میگفتم:متاسفم!!! ســـلامـــتـــی عشقم که میگفت وقتی میبینمت دلم میلرزه ا...زته دل دوست دارم حالا وقتی مارو میبینه روشو برمیگردونه و میگه حالم ازش بهم میخوره .. . ســـلامـــتـــی خودم که به خاطرش از همه گذشتم دوره همرو خط کشیدم بعد فهمیدم خودم خط خورده عشقمم. . . . ســـلامـــتـــی عشقم که بهم خیانت کردولی فکرکرد ما گاویم نمیفهمیم ســـلامـــتـــی خودم که عشقمو باعشقش میدیدم بغضم میترکید میگفتم هی فلانی کاش میتونستم فقط اندازه چند ثانیه کوچیک جات باشم. . . عشقم دیگه سلامتیامون تموم شد ســـلامـــتـــی عشقت که جامو گرفت. . . ســـلامـــتـــی عشقت که منو به خاطرش ول کردی. . . ســـلامـــتـــی عشقت. . . ســـلامـــتـــی همه عشقای بی معرفتو نامرد . . .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:58  توسط محمد   | 

پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393

زنده یاد قیصر امین پور

پیش بیا‌! پیش بیا‌! پیش‌تر !

تا که بگویم غم دل بیش‌تر

دوست‌ترت دارم از هر‌چه دوست

ای تو به من از خود من خویش‌تر

دوست‌تر از آن که بگویم چه‌قدر

بیش‌تر از بیش‌تر از بیش‌تر

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویش‌تر

هیچ نریزد به‌جز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه ‌اندیش‌تر

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:48  توسط محمد   | 

دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393

 

آموخته ام که خداعشق است

وعشق تنهاخداست

آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم

خداباتمام عظمتش

عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم

آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم

خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته

آموخته ام که زندگی دشواراست

ولی من ازاوسخت ترم


 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:21  توسط محمد   | 

چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393

خدا

چه زیبا خالقی دارم

دلم گرم است می دانم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که می خواند مرا ،با آن که می داند گنهکارم

اگر رخ بربتابانم دوباره می نشیند برسرراهم

دلم را می رباید،با طنین گرم وزیبایش

که درقاموس پاک کبریایی،قهر نازیباست

چه زیبا عاشقی را دوست می دارم

دلم گرم است می دانم،که می داند

بدون لطف او تنهای تنهایم

اگرگم کرده ام من راه ورسم بندگی ،اما

دلم گرم است میدانم

خدای من ،خدایی خوب می داند

ومی داند که سایل را نباید دست خالی راند

دلم گرم خداوندی است...................... التماس دعا.

 

سراپا اگرزرد وپژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چوگلدان خالی لب پنجره پرازخاطرات ترک خورده ایم

اگرداغ دل بود،مادیده ایم اگرخون دل بود،ما خورده ایم

اگردل دلیل است آورده ایم اگرداغ شرط است،مابرده ایم

اگردشنه دشمنان،گردنیم اگرخنجر دوستان ،گرده ایم

گواهی بخواهید،اینک گواه همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلندوسری سربه زیر ازاین دست عمری به سربرده ایم (قیصر امین پور)

 

                                            

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:30  توسط محمد   | 

دوشنبه نوزدهم خرداد 1393
به نام خدا

سلام نسرینم

اگر دانستمی کویت  به سر می آمد سویت 

 

 

 

خوشا گر بودمی آگه ز راه و رسم و منزل ها

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:58  توسط محمد   | 

دوشنبه دوازدهم خرداد 1393

دلـــــــــم میگــیره

وقـــتـی مـــیدونم

در دنـــیای بــــه این بــــزرگی

هیچ دلـی نیســت کــه بـــرای مـن تنـــگ بشه...


 

راستـ‌ـ ـی

گُناه تو "رَفتن" نیـست...


گُناه تو این اَست كـه


حرفهایَت بـ ـویِ ماندَن میـ ـدآد...

 

 

 

 

قصه بگو تا بخوابم



امشب قصه آمدنت را می خواهم



می خوانی!؟






. . . دیگر از این شهر . . .

. . . میخواهم سفر کنم . . .

. . . چمدانم را بسته ام . . .

. . . اگر خدا بخواهد امروز میروم . . .

. . . نشسته ام منتظر قطار . . .


. . . اما نه در ایستگاه . . .



. . . روی ریل قطار . . .

..
..
..
..
..

...
..



دلتنگی یعنی چه؟؟؟

دلتنگی یعنی اینکه::

بشینی به خاطراتت به هش فکر کنی...

اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت....

ولی چند لحظه‌ بعد....

شروع اشکهای لعنتی....
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
خیلی ها نفرین میکنن … تلافی میکنن…



اما نه … نفرین من …



الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره …



تلافی من …. میرم تا به اون برسی …



و سره راهت نباشم …



راستی …



قد من...



دوست داره …


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:58  توسط محمد   |